بویِ خوشِ تو هر که ز بادِ صبا شنیداز یارِ آشنا سخنِ آشنا شنیدای شاهِ حُسن، چَشم به حالِ گدا فِکَنکـاین گوش بس حکایتِ شاه و گدا شنیدخوش می‌کنم به بادهٔ مُشکین مَشامِ جانکز دلق‌پوشِ صومعه بویِ ریا شنیدسِرِّ خدا که عارفِ سالِک به کَس نگفتدر حیرتم که باده‌فروش از کجا شنیدیا رب کجاست محرمِ رازی که یک زماندل شرحِ آن دهد که چه گفت و چه‌ها شنیداینَش سزا نبود دلِ حق‌گُزارِ منکز غمگسارِ خود سخنِ ناسزا شنیدمحروم اگر شدم ز سرِ کویِ او چه شد؟از گلشنِ زمانه که بویِ وفا شنید؟ساقی بیا که عشق ندا می‌کند بلندکان کس که گفت قصهٔ ما هم ز ما شنیدما باده زیرِ خرقه نه امروز می‌خوریمصد بار پیرِ میکده این ماجرا شنیدما مِی به بانگِ چنگ نه امروز می‌کشیمبس دور شد که گنبدِ چرخ این صدا شنیدپندِ حکیمْ محضِ صَواب است و عینِ خیرفرخنده آن کسی که به سَمعِ رضا شنیدحافظ، وظیفهٔ تو دعا گفتن است و بسدر بَندِ آن مباش که نشنید یا شنیدحافظ
05:47 - 8 June 2026