خلوت کردزانو زد کنار چاهدست هایش را گذاشت روی دیواره ی آن در دو طرف،سرش را برد پایین پایین تر،شانه هایش لرزید،عکس ماه روی آب هم،داشت حرف میزد،اول آرام و بعد بلندتر،صدای مبهم حرف و گریه به هم آمیخته بود.هق هق می کرد،بعد از زهرا حرفهایش را برای چاه میزدکسی را نداشت دیگر ....
22:55 - 3 September 2026

77 Views