از پله های پل میرفتم بالا که یهو یه جوان قدبلندی از پل به سمت پایین میومد یهو با یه لحن محکمی گفت سلام! تاریک بود چهره شو نمیدیدم.فک کردم میخوان اغتشاش کننتوجه نکردم!دوباره با لحن محکم تری گفت: سلام گفتم!🤨حالا من حوصله ندارم خسته م ،دارم با یه حالتی نگاهش میکنم که چی؟😒دیدم از این بچه های
دوست داشتنیه که همیشه مثل بچه ها پاک می مونن😍منظورش این بود که بهت سلام گفتم جواب سلام بدی!🤨😂منم که تازه متوجه شده بودم با صدای بلند گفتم سلام سلااااامحالت چطوره؟همچنان با حالت جدی گفت: خوبم!😂😍👌زندگی واقعا عجیبه!درست در لحظه های سخت و غم انگیزیهو یه اتفاقی میوفته که خنده ت میگیره...
19:37 - 8 January 2026