وقتی یک مادر، میان آوار هم به فکر «دخترش» بودسید علی هاشمیان؛ عضو داوطلب کانون طلاب جمعیت هلالاحمر:اولین نفر رسیدم میان دود و آوار، زنی را دیدم آویزان از طبقه دوم؛ نیمهجان، زخمی، بین زمین و آسمان. اما نه از درد گفت، نه از خودش… فقط تکرار میکرد: «ملیکا… دخترم داخل خونهست… نجاتش بدید.»صحنهای که هیچوقت فراموش نمیشود؛ جایی که عشق یک مادر، بلندتر از هر انفجاری فریاد میزد.
15:34 - 26 March 2026