اقدام پژوهی های برگزیده معلمان که منتج به نتیجه بودند را زمانی مطالعه می کردم و سازوکار پرداختن همه جانبه به موضوع و تنوع راه حل ها برایم جالب بود.الان در مباحثات و مناظرات، هر فرد یا گروه، نظر و راهکارهایی می دهند که تقریبا_نسبتا درستند اما اغلب کافی و کامل نیستند.
شاید چون پرداختن به بخشی از راه حلند.(تداعی قضیه فیل در تاریکی مولانا ) می بینی راهکار خوبی هست و (شاید) نیست و با اجرای همزمان با راهکارهای خوب دیگر چندان منافاتی ندارد. می گویند این بجای آن باشد بهتر نیست؟..باید گفت «چرا هر دو ، سه ... یا حتی همه این راهکارها
نباشد؟» در اتاق های گفتگو ، در میان شبهه افکنان یا در مناظرات و... زیاد می بینیم که فقط راهکارهایی خاص و معدود یا جایگزین برای مشکلات پیچیده معرفی می شوند.جایگزین این برخورد یا عبادت و ...باید فلان باشد خود نوعی محدود کردن است!.نمونه پرداختن درست به موضوع در هم اندیشی ها شاید این باشد که:
۱)مجموع رفتار و راهکارهای پیشنهادی کدامند؟(بدون حذف هیچ یک، بصورت بارش فکری)۲)مقبول تر ها چه وقت، کجا و چگونه باید اجرا، تصحیح یا تقویت شوند.۳)کدام پیشنهادها باید بعدتر یا قبل تر اجرایی شوند یا جایگزین و لزوما(مستدل)حذف شوند.و بعد از تجربه اجرا در شرایط واقعی باز پرسش شماره ۱) و ۲) و ..
17:35 - 13 August 2024

1 Reactions
261 Views


1 Reply