صبح، روضه‌ها با حاج مهدی رسولی شروع شد؛خدا به این نیت و نفس، خیر بدهد؛اگر حاج مهدی آن روضه‌های وداع با آقا را نمی‌خواند، فکر می‌کنم همه‌ی مردمی که سر صبحی در مصلی بودند، دِق می‌کردند ...در این چند ماه نشده بود که یکجا بنشینیم و فقط برای آقا گریه کنیم؛برای خاکسترنشین شدن‌مان؛برای یتیمی‌مان؛
برای همه‌ی آن‌ حرف‌ها که آقا در خرداد ۱۳۶۸ در فراق امام گفته بود؛برای بزرگ‌ترین خسارت زندگی‌مان تا امروز ...شهید سید علی خامنه‌ای، برای ما فقط رهبر نبود؛ پدرمان بود، امام‌مان بود، همه‌ی کس و کارمان بود.حالا او رفته و ما مانده‌ایم با کوله‌باری از غم، غمی که ذره ذره آب‌مان می‌کند و به چشم می‌بینم که
چقدر در این چند ماه پیرترمان کرده ...جنس غمش هم جدید است!غمی است که این چند ماه یاد گرفته‌ایم آن را تبدیل به حماسه کنیم و همان را سوخت موشک‌هایی کردیم که بر سر کفر فرود آمدند؛چیز کمی یاد نگرفتیم، اما؛اما حالا می‌خواهیم چند روز برایش بگرییم و مویه کنیم. نه برای او، بلکه برای خودمان!
به سر و سینه‌مان بزنیم، برای یتیمی‌مان ...احساس عجیبی است!هم باید سوگواری کنیم، هم باید مراقبت کنیم که دشمن‌شاد نشویم! راستی که چقدر بزرگ شدیم ... سوگواری می‌کنیم، اما با #پرچم_سرخ_خونخواهی
6 MB
09:24 - 6 July 2026

356 Views