پدری آمد و میخواست پرش را ببرددختری خواست از آنجا پدرش را ببردمنتظر ماند ببیند قمر بابا رامنتظر ماند بیاید که سرش را ببردچشم این پیر سه ساله که به بابا افتادگریه میخواست دوتا چشم ترش را ببردخواست گیسو بکشد موی سرش سوخته بودخواست فریاد زند تا خبرش را ببرد...#مصطفی_لامی_خادم #شعر#کربلا
12:21 - 21 July 2023

5 Reactions
306 Views


1 Reply

Profile picture of ‌روحی‌
@Kavir6021 July 2023
Replying to @Khademolhossein
ماشاءالله احسنت