.راهکار پیشنهادی: از نظارهگری تا رقابت فعالنظریه ارائه شده، خواستار لغو کامل خصوصیسازی نیست، بلکه بر اصلاح ساختار موجود تأکید دارد. راهکار اصلی، خروج دولت از حالت انفعال و تبدیل شدن به یک "بازیکن فعال" در اقتصاد است:
1. ورود به میدان با دست پر: دولت نباید به دریافت مالیات و اعطای کمکهای گاهوبیگاه اکتفا کند. بلکه باید خود با سرمایهگذاری و ایجاد شرکتهای دولتی مدرن و بهرهور، مستقیماً وارد عرصه رقابت شود. این حضور فعال، قیمتها را کنترل کرده و انحصار بخش خصوصی را میشکند.
2. بازتعریف دولت کوچک: کوچکسازی دولت باید به معنای افزایش کارایی، حذف بوروکراسی زائد و واگذاری بخشهای غیراستراتژیک باشد، نه عقبنشینی از بخشهای حیاتی که امنیت غذایی و دارویی کشور به آنها وابسته است.
3. تغییر نقش بخش خصوصی به "مکمل": در این مدل جدید، بخش خصوصی به عنوان یک نیروی مکمل و شریک برای دولت عمل میکند، نه به عنوان صاحب انحصاری و کنترلکننده مطلق اقتصاد.نتیجهگیری:
تحلیل حاضر نشان میدهد که ناتوانی دولت در کنترل بازار، تنها یک شکست مدیریتی ساده نیست، بلکه نشانهای از یک "ضعف ساختاری" ناشی از خصوصیسازی افراطی و تبعیت کورکورانه از نظریه «دولت کوچک» است.
قدرت مالی شرکتهای بزرگ خصوصی تا حدی است که میتوانند نظام بانکی را تحت تأثیر قرار داده و با خروج سرمایه، امنیت اقتصادی کشور را به مخاطره بیندازند. تجربه جهانی و منطق اقتصادی حکم میکند که دولتها برای حفظ حاکمیت ملی و توانایی مدیریت اقتصاد، باید حضوری فعال و رقابتی در بخشهای استراتژیک داشته باشند.
راه حل، حرکت به سمت یک "اقتصاد (Mixed Economy) هوشمند" است که در آن، دولت با در دست داشتن اهرمهای تولیدی قدرتمند، نه تنها نظارهگر که بازیگری اصلی در عرصه اقتصاد است. ادامه روند فعلی میتواند به تدریج اساس حاکمیت ملی را با پرسشهای جدی مواجه سازد.
20:58 - 5 November 2025