📌شهید خامنه‌ای به روایت خودش: پنج. به خانه نو رفتیم / ۱خانواده ما در حدود یک ‌سالگی من یا زودتر، به منزل پدربزرگم منتقل شدند. در زمان قضیه رضاخان پدربزرگم جزو زندانی‌ها و تبعیدی‌ها بود؛ لذا خانه‌شان خالی بود و گفتند شما به منزل ما بیایید. برای همین مدتی رفتیم در آن خانه نشستیم.
📌شهید خامنه‌ای به روایت خودش: چهار. اینجا خانه پدر و مادر آقای رئیس‌جمهور استآقا و خانم -پدر و مادرم- تا آخر عمر در همین خانه -در بازارچه سرشور- بودند.‌ در دوره ریاست‌ جمهوری من هم‌ ‌زندگیشان متعارف و معمولی بود. بنده رئیس جمهور بودم و امکانات این کشور تا حدودى که در اختیار رئیس جمهور بود،

Show this thread

منزل پدربزرگم نسبت به خانه ما بزرگ بود. حتی از هر دو حیاط ما _که یکی هم بعداً اضافه شد_ ‌روی‌هم‌رفته، خیلی بزرگتر بود و اتاق‌های متعددی داشت.‌ ‌ما تا‌ ‌بعد از رفتن رضاخان و بازگشت تبعیدی‌ها، در آن خانه اقامت داشتیم.خاطرات متعددی از خانه پدربزرگم دارم که کاملاً یادم هست؛ مثلاً به دنیا آمدن خواهرم.
زمانی به مادرم گفتم که من تولد بدری را به ‌خاطر دارم و ایشان هم تعجب کرد. بعد که توضیح دادم، گفت: «بله، درست است.» آمدن پدربزرگم از تبعید را هم یادم هست که در عالم بچگی اتاق‌ها را به او نشان می‌دادم و درباره هر اتاق حرف‌هایی می‌زدم.
پس از بازگشت پدربزرگم، به همان خانه کوچکی که خودمان‌ ‌داشتیم_ در خیابان سرشور_  برگشتیم. چسبیده به آن خانه، زمین‌ ‌افتاده‌ای بود.‌ حوالی سال ۱۳۲۱ دوستان و مریدان پدرم و بعضی از مؤمنین و کسبه‌ بازار دیده بودند که وضع این آقاسید خیلی بد است و در این خانه به سختی زندگی می‌کند.
لذا آن زمین را برای پدرم خریدند و آنجا را گودبرداری کردند و خاک ریختند و ساختند. آن منظره به خوبی یادم هست که با برادرم در آن زمین بازی می‌کردیم و در آن خاک‌ها بالا میرفتیم و پایین می‌آمدیم. هنوز چهار ‌سالم نشده بود که آنجا ساخته می‌شد.‌
07:29 - 4 April 2026



1 Reply

Profile picture of ‌امیرمحمد درویش‌
@AMAD199914 April 2026
Replying to @Khaterehnegar
منم جدم میرزاخليل درویش تبعید شد ولی برنگشت همون قزوین کشته شد البته ۵ نسل قبلیمه😬ایشون پدرشون تبعید شد