6d
[مسیح در مسجد] ـ قسمت دوم
[مسیح در مسجد] ـ قسمت اول

Show this thread

Profile picture of ‌Kheybar‌
Replying to
داستانش خوب شروع شد ولی یه دفعه (شاخه فرعی)ایجاد کردین .باید مقدمش با (شاخه) ارتباط پیدا میکرد .حد اقل یک قسمت دیگه لازم داشت تا برسه به اینجا .نمیدونم منظورمو میگیرید یا نه 🗿📿
Profile picture of ‌ضدحال💀‌
Replying to
شاید چون خواستم کوتاه و مختصر بنویسم اینجوری شدهشاخه فرعی منظورت کجاشه؟ نه به عیسی نمیگیرم فارسی بگو
خب اگه واسه مختصر کردنش بوده که اوکیه ، خیلیم خوبه ...شاخه فرعی میشه داستان موکب ... شاخه اصلی میشه همون ابتدای داستان که با مسجد شروع شد .این دوتا داستان باید به یه واسطه ای بهم دیگه ارتباط معنایی پیدا میکرد که خواننده دچار شُک نشه ، ( یعنی داستان یواش یواش میرفت سمت موکب )
16:04 - 23 September 2026

97 Views


2 Replies

Profile picture of ‌Kheybar‌
و ( یعنی داستان یواش یواش میرفت سمت بازکردن بحث توست پسر ) چون اول داستان یه طوری شروع شد که انگاری دختر و پسر کاملا غریبه هستن ...شایدم میشد ابتدای داستانو یه طوری جلوه داد که آشنا هستن ، اینطوری نویسنده توی خلاصه کردن داستان دستش بازتر میشد .

Profile picture of ‌ضدحال💀‌
Replying to
قسمت سومو بذارم متوجه میشی موکب شاخه فرعی نیست