تولد، برای من دیگر معنای سابقش را ندارد.یک زمانی فکر میکردم روز تولد، روزِ دوباره متولد شدن است؛ روزی که باید شمعی روشن کرد، آرزویی کرد و به آمدنِ خودت به این دنیا لبخند زد.اما حالا… انگار چیزی در من، مدتهاست از دنیا رفته؛ چیزی که دیگر با هیچ شمعی روشن نمیشود.Show this thread