طلائیه…:)اسمش که میادیه چیزی تودلم میلرزه دلم تنگه برای اون خاکی که بوی دل بریدن میدادبرای سکوتی که انگاربادل آدم حرف میزدراهیان نوربرام فقط یه سفر نبودیه جور برگشتن بودبرگشتن به خودمهرباریادش میافتم حس میکنم یه تیکه ازدلم هنوزهمونجاست کناراون خاک داغی که قصهی شهدا رو زمزمه میکنه.🙂💔
15:48 - 29 October 2025