تا هستم ای رفیق ندانی که کیستمروزی سراغ وقت من آئی که نیستمدر آستان مرگ که زندان زندگیستتهمت به خویشتن نتوان زد که زیستمپیداست از گلاب سرشکم که من چو گلیک روز خنده کردم و عمری گریستمطی شد دو بیست سالم و انگار کن دویستچون بخت و کام نیست چه سود از دویستم
21:45 - 11 June 2023