🔸چهار دختر و سه پسر داشتم...اما باز باردار بودم و دیگر تمایلی برای داشتن فرزندی دیگر نداشم.دارویی برای سقط جنین گرفتم و آماده کردم و گوشه ای گذاشتم ، همان شب خواب دیدم🔸 بیرون خانه هم همه و شلوغ است ، درب خانه هم زده می شد!!در را باز کردم ، دیدم آقایی نورانی با عبا و عمامه ای خاک آلود از سمت