نه میدانم چرا بار سفر بستم که بگشایمنه میدانم کجایم تا ز راه رفته بازآیمبه هرجا پر زدم با سر زمین خوردم،نفهمیدمکه سقفی شیشهای بین من است و آرزوهایممن از خاطر نبردم هرگز اقیانوس بودن راکنون شاید کویر اما هنوز از دور دریایم
خسته ام...
21 June 2026نه میدانم چرا بار سفر بستم که بگشایمنه میدانم کجایم تا ز راه رفته بازآیمبه هرجا پر زدم با سر زمین خوردم،نفهمیدمکه سقفی شیشهای بین من است و آرزوهایممن از خاطر نبردم هرگز اقیانوس بودن راکنون شاید کویر اما هنوز از دور دریایمخسته ام...