دوست دارم اگر این رو دیدید شمام نقل قول کنید چیزی مشابه از اتفاقی که براتون اتفاق افتاده:حدود 8 9 سالم بود،یه روز زدم زیر گریه رفتم دفترچه خاطراتم آوردم داخلش نوشتم من حس می کنم کسی قراره بمیره(حس می کردم مادربزرگم) بعد نوشتم باید بریم دستش بگیریم کمک کنیم خوب بشه
تا حالا هیچ وقت چنین حسی نداشتممثل ابر بهار گریه می کردم اشکام که می چکید رو برگه هم دورشون خط کشیده بودم(البته از دست پدر و مادرم هم دلخور بودم و حس بچگیم اون بود که به اون خاطر ناراحتم) به خاطر کولی بازیم،رفتیم بعدش دیدن مادربزرگم اینا،شوهر خالم هم تو اون خونه بود، منم دیدمش.
14:51 - 16 August 2026