عمر ما چو موجی به درياگذشت و رفتلحظه های شيرين چه زیبا گذشت و رفتخوب و زشت دنیا چو رویا گذشت و رفتبگذرد شب و روز که از ما اثر ما نباشدبس بیاید امروز که فردا دگر نباشدمه امد شب مهتابی و پنهان نشدچو ابری که نمایان شد و باران نشدبه دل سوز خزان ماند و نیامد بهارخطا رفت و هم از توبه پشیمان نشد
ایکاش ..ایکاش ..دو چشم خسته من گرید گاهی به کار بسته منایکاش... ایکاش... فغانم میشنیدی... ایکاش... ایکاش.... به دادم میرسیدیدویدی به روی زردم ز بیقراری تو اشک..خزاندی به روی من کردی آبیاری تو اشک..به لبها بیاور ای سینه هرچه داری تو آه...ببار بر رخم ای دیده هرچه داری تو اشک
گر تو خواهی که بجویی دلم....امروز بجوی...ور نه بسیار بجویی و نیابی بازم...
22:21 - 10 August 2024

10 Reactions
111 Views


1 Reply