پشت سرم را نگاه کردم دیدم عباس مشغول در آوردن پوتینهاشه. بندهاشو به هم گره زد و به گردن آویخت. چند لحظه بعد عباس بابایی فرمانده پایگاه شکاری میان انبوه عزاداران بود و با صدای زیباش نوحه میخوند و جمعیت سینه زنان و زنجیر زنان به طرف مسجد میرفتند.
23:19 - 11 July 2024