ازم خبر بگیر اینجا ایرانِ ممکنه فردا نباشم
تو مسجد یک خانمی بود میگفتن این مسجد ساخته یک شب کنارم نشست و گفت شب دوم محرم یک مرد مست تو کوچه ها وقتی پسرم داشته میرفته مسجد گیرش میاره و با چاقو میکشتش کلی چاقو تو سینه اش میزنه و بچم میمیره میگفت قاتل تا پایه چوبه دار رفت یهو چشمم به بچم افتاد و لب چوبه دار بخشیدمش فقط ازشون دیه گرفتم که این م…Show more
Replying toنوش جون نرگس و عمو سعید من فرنگیس خودمو میخواموای من میخواستم خب بعد اون روز دیدم دوباره یادم اومده تا فراموش کنم همین طوری میگم فرنگیس میخوام