پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت :سردت نیست؟! گفت عادت دارم.گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورنداما فراموش کرد!صبح جنازهی نگهبان را دیدند روی دیوار نوشته بود :به سرما عادت داشتم اما وعدهی لباس گرمت مرا از پای درآورد.
+حالم بده . . .-چی کار کنم حالت خوب بشه+میتونی؟!-اره+پس ببرم بین الحرمین پیش دو برادر حسین و ابالفضل درد اگر درد باشد دوا میشود زخم اگر زخم باشد درمان میشود حال اگر ناخوش باشد به یکباره خوب میشود . . .