نمیدانم شما چه ساعتی این ویراست را میخوانید؛ الآن که دارید برای تحصیل به دانشگاه میروید یا دو ساعت دیگر در حالی که تازه از خواب بیدار شدهاید یا بعد از ظهر در آن خستگی پس از گذشت هشت ساعتِ کاری؛ولی از شما میخواهم نسبتِ کاری که امروز با آن درگیر هستید، بودید یا میشوید را با این جملات روشن کنید...
آوینی میگفت:«زنده ترین روزهای زندگی یک مرد آن روز هایی است که در مبارزه میگذراند.»فرق است بین در جنگ بودن و مبارز بودن؛چه بسا جنگی که سی سال پیش با قرارداد ۵۹۸ تمام شد و مبارزهای که هنوز در جریان است...امام عزیزمان میفرمود:«تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست ما هستیم.»ولی من...
باید از خودم این را بپرسم که کار امروز من در کدام شکل و حالت خودش نام مبارزه میگیرد؟من برای شرک و کفر هم برنامه دارم یا فقط از صبح تا شب برای پروار کردن خودم کار میکنم؟شما را نمیدانم ولی من گاهی اوقات به آدم های کم ارزش زندگیام فکر میکنم آن ها که وقتی با او از مبارز بودن و ذلت نپذیرفتن و...
مفاهیمی از این قبیل حرف میزنی انگار اصلا این ارزشها را نه تا به حال شنیدهاند و نه ذرهای تمایل دارند که بشنوند.حالا ولی باید به این فکر کرد که چرا آدم به این حال و روز میافتد؟اگر کجای راه را کج برود، ذلت پذیری برایش راحت میشود...به شرط حیات کمی خواهم گفت.#مکتوم 07:06 - 23 October 2023