باز هم عکس تو و صورت ماهت مثلاً من تنها شده هم غرق نگاهت مثلاً=)
ببوس عکس مرا در تصورت بغلم کن ،هنوز صفحهی ِگوشی اتاق مشترک ِ ماست .
فکر صبحام تو بیایی و سرت چادر سبزالکی من بنشینم سر راهت مثلاً..چادرت را ببرد باد و کمی هُوْل شویباد برهم بزند موی سیاهت مثلاًحرکاتت همه در قاب دلم عکس شودخندهی پرنمک و گاه به گاهت مثلاًبا منیژه شدنت بیژن دیوانه شومیکسر از قصد بیفتم ته چاهت مثلایا امیرم شوی و کشور دل بگشایی کهنه سرباز تو و عضو سپاهت مثلاً- حسین خدایی
13:31 - 11 May 2026