خواهر کوچیکم تو خونه تنها بودکه یه دفعه زنگ زد به گوشیمجواب که دادم پشت تلفن بدجور گریه میکرد گفت میتونم برم پیشش یا نهسریع رفتم خونه میگفت" اومدم گوشی رو بزنم تو شارژشارژر جرقه زده بغل دستم نزدیک بود برق بگیرتم بمیرم🥺ولی میدونی بیشتر به خاطر چی ناراحت بودم؟
میترسیدم بمیرم شماهانفهمیدبراچی مردم"هم دلم براش سوخت هم خندم گرفته بود آخه به خاطر یه جرقه ی کوچیک شارژر که احتمالافقط باعث میشده یه خورده دستش بسوزه انقدر ترسیده بودبردمش بیرون وخوراکی مورد علاقشو براش خریدم و آرومش کردممیخوام بگم که بچه ها میتونن همینقدر ساده و طفلکی باشن هواشونو داشته باشید🥲
22:10 - 23 June 2024