♨️ مسئله شریفی‌زارچی نیست.مسئله شبکه‌ایست که او را بالا کشید و حالا هم پاسخگو نیست.اینکه علی شریفی زارچی سواد دارد یا ندارد (که‌ البته معلوم شد ندارد)، اساسا محل بحث ما نیست.اینکه یک عدد ساده را نفهمیده یا عمداً تحریف کرده هم مسئله اصلی نیست.مسئله اینست چرا وقتی دلسوزان در دوره‌ای که بارها و بارها نسبت به نفوذ جریان‌های فکری خاص در بدنه علمی کشور هشدار دادند کسی توجه نکرد؟چرا در دوره‌ای که دلسوزان فریاد زدند این افراد صرفا یک استاد نیستند، بلکه حامل یک پروژه فکری‌اند، کسی توجه نکرد؟واقعیت اینست که ما با یک پدیده خطرناک در دانشگاهها مواجهیم و خطرناک‌تر از خود این افراد، حامیان آنها هستند.و اینجاست که سوال اصلی شکل می‌گیرد:پس چرا با حامیانشان هیچ برخوردی نمی‌شود؟چه کسانی تصمیم گرفتند چنین افرادی را دوباره به بدنه رسمی دانشگاه برگردانند؟با چه منطقی؟ با چه ارزیابی‌؟آیا سوابق این افراد نامشخص بود؟آیا مواضعشان پنهان بود؟آیا نمیشد پیش‌بینی کرد که در بزنگاه‌ها، همان مسیر قبل را تکرار خواهند کرد؟پس چرا این اتفاق افتاد؟مسئله اینجاست که امروز همه تمرکزها رفته روی خود این فرد در حالی که سوال اصلی باید متوجه تصمیم‌گیران باشد.چه کسانی برای استخدام و بازگرداندن چنین فردی توصیه و هزینه و حمایت کردند؟چرا امروز هیچ‌کدامشان پاسخگو نیستند؟اگر یک مدیر میانی در یک سازمان، نیروی مسئله‌داری را جذب کند و بعد آن نیرو در بحران، علیه همان مجموعه عمل کند، آیا از آن مدیر سؤال نمیشود؟آیا بازخواست نمیشود؟پس چرا وقتی به این سطح از تصمیم‌گیری در کشور میرسیم، ناگهان همه چیز در سکوت فرو می‌رود؟این همان نقطه‌ایست که باید درباره‌اش حرف زد.
ما با یک خطای فردی مواجه نیستیم، با یک زنجیره تصمیمات غلط راهبردی مواجهیم.زنجیره‌ای که از یک امضا شروع میشود و به سم‌پاشی افکار عمومی و امنیت‌ملی میرسد.درد اینجاست امثال شریفی زارچی کم نیستند در دانشگاههای ما.این بی‌هزینه بودنِ تصمیم‌های پرهزینه محل سوال ماست.
23:36 - 26 April 2026