این چغوکو میبینید؟دیروز مریض شده بود و رو به موت بود.به زور راه میرفت.آب و دون نمیخورد.عنش مثل رنگ پرش سفید شده بود.رفتم براش دارو گرفتم و امروز حالش خوب شد.
اینم زن چغوکهتو کل عمرش به اندازه دیروز که شوهرشو رو به موت دیده بود جفتک نمینداخت.وقتای دیگه به زور آواز میخوند.دیروز بهش میگفتی مازنی بخون برات چَه چَه میزد.