در طول تاریخ، دشمنان حق خوب میدانستند که رسیدن به امام و رهبر یک جبهه، از میان صفوف یاران ممکن نیست. نخست باید علمدار را از میان برداشت؛ آن مردی که ستون خیمه بود، دلِ سپاه به حضور او آرام میگرفت و نگاهها در سختترین لحظات به او دوخته میشد.
در کربلا، تا عباس ابن علی ایستاده بود، امید در خیمهها زنده بود. دشمن میدانست که شکستن پرچم حسین(ع) بدون عبور از علمدار ممکن نیست. پس دستهای عباس را نشانه گرفتند؛ اما تاریخ گواهی داد که پرچم حق با بریدن دست علمدار بر زمین نمیافتد.
قرنها بعد نیز همین سنت تکرار شد؛ هرجا پرچمی در برابر ظلم برافراشته باشد، نخستین تیرها به سوی علمداران آن پرتاب میشود. آنان میروند، اما راهشان میماند؛ زیرا قدرت جبهه حق در یک نفر خلاصه نمیشود، بلکه در ایمانی ریشه دارد که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود.
علمداران جبهه حق شاید زخمی شوند، شاید به خون خود بغلتند، اما تا آخرین لحظه میان دشمن و امام خویش میایستند. از همین روست که نامشان در حافظه تاریخ باقی میماند؛ نه به خاطر قدرت بازوانشان، بلکه به خاطر وفاداریشان. دستها میافتد، اما پرچمها برافراشته میمانند.🇮🇷 ble.ir/meemkhe 11:14 - 24 June 2026