#خاطرهحدود بیست سال پیش بود؛ فردی به پدرم پیشنهادی داد...به پدرم گفته بود که پسرت (منظورش من بود) واسطه ای شود بین یک تاجر لبنانی و چند فروشنده کیف و کفش چرم در ایران!#شهید_زاهدی بسیار ناراحت و عصبانی شد. با نگاه پر از ابهت و خشم به اون فرد رو کرد و جواب تندی داد، اون قسمتش را یادم هست که گفت: "من اگر دنبال این چیزها بودم، اینجا نبودم..."بعد هم رو به من کرد و گفت: "چون فرزند من هستی، راضی نیستم چنین کاری کنی..."✍️ شهید زاهدی از ۵ سالگی شاگردی کرده بود. قبل از انقلاب هم درآمد خوبی داشت. هم به قول اون موقع آرشیتکت شده بود و هم خودش استاد بنا بود یعنی هم درسش را خوانده بود و هم با دستانش کار میکرد. درآمدشان هم ۷ برابر درآمد برادر بزرگترشان بود. اما همه اینها را گذاشت و با شروع درگیری های کردستان به آنجا رفت و بعد هم جنگ...روزی در یک نوشته از ایشان خواندم که: از گرفتن حقوق فراری بودم تا اینکه به اصرار و به لطف سیلی ای که از #حاج_حسین (خرازی) در این رابطه خوردم، قبول کردم.آخرین وصیتش هم به ما این بود: من چیزی از بنیاد (شهدا و جانبازان) نگرفتم، راضی نیستم اگر برای من اتفاقی افتاد، شما هم چیزی بگیرید.
ع
علی

@Hghgc345  •  25 September 2026

حسابداری مهمترین بخش یه ارگان دولتیه،از ما رئیسش هیچی را قبول نداره،هرروز آرزو میکنه بمباران بشیم و به زبون میاره،توپ تکونش نمیده چون فرزند شهیده و بمحض اینکه بهش دست بزنن صدتا وکیل وصی پیدا میکنه،ما نوکر خانواده شهدا هستیم اما نه امثال اینها،بقیه واحدها هم همینطورن رفع تکلیفی کار میکنند نه انقلابی
21:42 - 25 September 2026



3 Replies

Profile picture of ‌سوسن جعفری‌
@Havaars225 September 2026
روحشان دعاگوی انقلاب اسلامی ایران

Profile picture of ‌علی احمدی‌
@aliahmadi137025 September 2026
یکی از الزامات ماندن در ولایت الله خارج شدن از محاسبات مادی هستش

Profile picture of ‌محمد نادری نسب‌
@mohammad_naderinasab25 September 2026
عزیزم زاهدی و همه لشکر امام حسین ع