به او گفت:افکارت را شنیدم!دشمنی من با شما دلایلی دارد و دلایلی گفت و بحث شروع شد!!عارف بیچاره در پی هدایت شیطان،روزها و شب ها را به مناظره گذراند و نمازش فوت وقت شد و همه ی اعمالش را ترک کرد که این مهم به نتیجه برسد!!روزها گذشت!شیطان قانع میشد،اما دلیل دیگری میتراشید!!