و منی که میخاسم او را رو بخونم، تو کتابخونه محلمون یه کتاب دیدم به اسم منِ او، با اینکه حجیم بود گرفتمش فک کردم همونه..اومدم خونه و خوندمش و دوسشم نداشتم و تازه فهمیدم عه اسم اون که میخاسم او را بوده😂😔

This post was deleted by the post author.
This post was deleted by the post author.
This post was deleted by the post author.
:)Mohana Replied
@Sabba21 February 2025بعد از شام نشسته بودیم و داشتیم حرف می زدیم. صدایش بلند شد: «برادرا برای وقت های بی کاری شون هم برنامه داشته باشن. اصلاً قرارمون این باشه؛ هر شب بعد از شام یکی بیاد و دو تا حدیث برا بقیه بگه. نوبت امشب هم با من.»يادگاران، جلد 21 كتاب شهيد حسن رضوان خواه ، ص 60شادی روحشون صلوات#عروجیان