جلوهٔ برقِ شتابنده بوَد جلوهٔ عمرمگذر از بادهٔ مستانه که شب در گذر است
@GreenCherry23 July 2025Replying toجلوهٔ برقِ شتابنده بوَد جلوهٔ عمرمگذر از بادهٔ مستانه که شب در گذر است
@Montaghem11823 July 2025Replying toعاشقی مایهٔ شادی بوَد و گنجِ مراددل خالی ز محبت صدف بیگهر است...
@GreenCherry23 July 2025Replying toچون شفق گرچه مرا باده ز خون جگر استدل آزادهام از صبح طربناکتر است..[تاحالا مشاعرهٔ برعکس نکرده بودم😂]
@Montaghem11823 July 2025Replying toعه تموم شد که...😂بریم بعدي👈🏻🤣غیر از دل جان سخت رهی کز تو نیازردکس طاقت این خوی ندارد که تو داری :)
@Montaghem11823 July 2025Replying toبا یاد رنگ و بوی تو اِي نو بهار عشقهمچون بنفشه سر به گریبان کشیدهام[وی باز خوشحال از شنیدن غزل های رهي است😂]
@GreenCherry23 July 2025Replying toچون خاک در هوای تو از پا فتادهامچون اشک در قفای تو با سر دویدهام.[اینو فهمیدم که شعر از رهی انتخاب کردم وگرنه من جاست جناب ابتهاج]
@Montaghem11823 July 2025Replying toبیا که بر سر آنم که پیش پای تو میرمازین چه خوشترمای جان که من برای تو میرم[وي از ذوق شنیدن اسم حاج هوشنگ؛ سریعاً تغییر موضع داده و مسیر مشاعره را تغییر می دهد]
@GreenCherry23 July 2025Replying toز دست هجر تو جان می برم به حسرت روزیکه تو ز راه بیایی و من به پای تو میرم :)[حاج هوشنگ آخه😭😂]
@GreenCherry23 July 2025Replying toز پا فتادم و در سر هوای روی تو دارممرا بکشتی و من دست بر دعای تو میرم..[خدابیامرزتش که خوبه نیست و نمیبینه اینارو😭😂]