من مخاطب شعر رو تو این چهار سطح می‌بینمسطح صفرشعر رو می‌خونه و از وزن و موسیقی شعر لذت می‌بره. معنای شعر رو تا حدی درک می‌کنه نظم واژگان و تناسب‌ ظاهری براش خوشایندهبا خیلی از قالب‌ها و وزن‌های شعری ارتباط نمی‌گیره. حتی به شعر خیلی از شعرا رفبتی پیدا نمی‌کنه. شاید بشه گفت بیشتر مخاطب نظمه تا شعر.
سطح یکدرک وسیع‌تری از معنای شعر داره، زیر هر کلمه خط می‌کشه و ریشه کلمات و اصطلاحات رو پیدا می‌کنه. سیر تاریخی و جغرافیایی شعر رو در نظر می‌گیره. جزئیات بیشتری می‌بینه، مثل آرایه‌ها و هنرنمایی‌های شاعر و از کشف‌ها و خیال‌انگیزی‌های شاعر تا حدی لذت می‌بره. تشخیص وزن شعر براش یه قدرته.
سطح دومخاطب سطح یک رو اسیر ظاهر می‌بینه و سعی می‌کنه خودشو نجات بده. اصالت رو به احساس می‌ده، دنبال دریافت‌ و تجربه‌های شخصی از دنیای شعره. وزن و قالب اهمیت کمتری براش داره، معنا براش اهمیت داره. بیشتر دنبال زوایای پنهان و آرایه‌های نهفته در شعره و عاشق کشف معناهای دوره. با هر شعری ارتباط نمی‌گیره.
سطح سهتوی هر کدوم از سه سطح قبلی یه مدت طی طریق کرده. وزن و موسیقی رو درک می‌کنه، آرایه‌ها و صور خیال رو کشف می‌کنه، شخصی‌ترین و دورترین اشاره رو می‌گیره ولی هیچ کدوم براش اصل نیست، شعر براش بیشتر از این‌هاست. شعر مهمه چون انسانیه و یکی از نمودهای عالی زبان انسانه. شعر رو می‌خونه که تاریخ رو بشناسه
جغرافی رو بشناسه، کلمات رو بشناسه، دردها و رنج‌ها، احساسات و عواطف رو بفهمه و بشناسه. اهل معناست. شعر قوی و ضعیف براش تفاوتی نداره، چون به هر حال یه انسانی اون رو گفته. از دریچه شعر انسان ‌ها رو میشناسه و شاید لایه‌های پنهان شخصیت و روح خودش رو کشف می‌کنه.
20:33 - 20 July 2026