اگر در خیابان‌های شهرهای فاسد قدم بزنید، با پدیده‌ای روبرو خواهید شد که در آن سوژه‌های شهری، خصوصاً جوانان آندروژین هستند. این مسئله ممکن است در ظاهر یا در رفتار مشخص باشد. آن‌چه به نام آزادی‌خواهی می‌شناسیم، شورشی علیه سلسله‌مراتب لاهوتی است. ساختار عالم و تکوین آن ثنوی است:
مرد و زن، آسمان و زمین، روز و شب، روشنایی و تاریکی، شرق و غرب ... خداوند تعالی فراتر از ثنویت، فراتر از خیر و شر، فراتر از مرد و زن، و فراتر از وجود است. بنابراین اساس عالمیت و تابش انوار لاهوتی با ثنویت آغاز می‌شود. مرد و زن آغاز تکوین و شناخت است. آغاز امور ذاتی و عالم مثالی.
آغاز آگاهی به برهنگی و منشأ ارزش‌شناسی هستی‌شناسانه. سر و ته کردن نظام عالم در زمانۀ ما یعنی نفس انسانی با حذف لاهوت خود را خدا می‌پندارد. به عبارت دیگر، انسان نفس خود را مقدم از آفرینش فرض می‌گیرد.
همانند غنوصیان که خود را بی‌واسطه به خداوند متصل می‌کنند و در نهایت فراتر از وجود و ابدان خود را قرار می‌دهند تا به شرور آن گرفتار نشوند. انسان مستکبر آن‌گاه دست به آفرینش می‌زند و ذاتیات را به هیچ می‌گیرد، زیرا پیش از آن قرار گرفته است. تنها او و ارادۀ اوست.
دیگر زن و مردی وجود ندارند؛ زن می‌تواند مرد باشد و مرد می‌تواند زن باشد، یا حتی هیچ‌کدام نباشد. خیر می‌تواند شر باشد و شرّ می‌تواند خیر باشد.جهانی‌سازی نتیجۀ انسانی است که خود را اثیری می‌پندارد و بدن را امتداد آفرینش نفس انسانی می‌بیند. سیالیت او ناشی از آفرینش نفسانی و شرک است.
از این‌رو نفس به خلق هویت‌های گوناگون دست می‌زند. برای این‌کار بدن، اجسام و طبیعت باید همچون ماده‌ای بی‌جان در خدمت او باشند.
01:57 - 19 September 2024

1 Reactions
200 Views


1 Reply