روایت است :بر امیرالمؤمنین(علیه السـلام) داخل شـدمو او در کوفه در امارت بود و در مقابلشکاسه ای شـیر که بوی ترشـیدگی آن بهمشامم میخورد .قرص نان جویی در دستداشت که هنوز خرد پوست های جو بر روی آن پیدا بود. علی(علیه السلام) از آن نان میشـکست و گه گاهی برایشکستن نان از سر زانوی خود مدد میگرفت.
کتاب الغارات را بخوانید.بخوانید تا بفهمید مظلومیت امیرالمومنین یعنی چه!بخوانید تا بفهمید غریبی علیابن ابیطالب یعنی چه!بخوانید تا بفهمید درد و غم مولای شیعیان ازچه بود!👇🏻
Show this thread
خادمه اش فّضه بالای سرش ایستاده بود.اورا گفتم:آیا از خدا نمیترسـید که برایاین پیرمرد چنین طعامی میآوریـد.چه میشـد اقلا آرد را برایش میپختید .فّضه گفت:ما میترسـیم که مخالفتشکنیم و گناهکـار شویم. از مـا قول گرفتهکه تـا بـا او هستیم، آردش را غربال نکنیم.-ترجمهالغارات-
17:07 - 1 April 2024