سوالی مطرح است که آیا نقد جریان و یک مکتب فکری درست است یا نقد اشخاص متعلق به آن جریان؟مثلا بعد از استیضاح آقای همتی،چرا با آمدن آقای مدنی زاده همان داستان افزایش غیرطبیعی نرخ ارز وطلاو سکه وغیره اتفاق افتاد؟آیا نیاز نیست دقت شود که شاید ریل گذاری براساس تفکری خاص علت واقعه است که با تغییر راننده
تفاوتی در انتخاب مسیر و حرکت قطار ایجاد نمی شود؟آیا بجای نقد عملکرد اشخاص که آن هم در بزنگاه هایی مثل انتخابات نیاز است نباید تفکر اشخاص و همفکرهای آنها را نقد کنیم؟آیا نقد اشخاص که طبیعتا با حب و بغض هایی که بعضا ناآگاهانه است و خود انسان گاهی متوجه نیست،غیر از دودستگی و اختلاف وکدورت و چندصدایی
و مقابله و معارضه بین حزب اللهی ها وانقلابی ها نتیجه ای داشته است؟در عین حال که نظر دادن در بعضی مسائل تخصص نیاز دارد ولی بعضی مسائل نیاز نیست در مورد آن تخصص داشته باشیم فقط دقت نیاز است.مثلا اینکه تثبیت نرخ ارز یا آزاد سازی یا آنچه که الان قانون که می گوید ارز باید شناور مدیریت شده باشدکدام از
نظر اقتصادی درست است؟کدام مورد برای شرایط تحریم ارزی و جنگ اقتصادی است کدام سیاست برای شرایط عادی،نیاز به تخصص دارد ولی اینکه جماعتی ادعا می کننداوضاع امروز نرخ ارز نتیجه سیاست تثبیت است!هرعقل سلیمی سوال می کند اگر این جهش های غیرباور تثبیت است مصداقبازار آزاد و یَله و رها دقیقا کدام است یا
اولوا الالباب ؟جریان تحریف اقتصادی این بازار رها را اقتصاد دستوری می نامند!بله اقتصاد دستوری است اما دستور را سیستم آموزشی نظام سلطه می دهد و مقلدان و دلشیفتگانش آن را تئوریزه می کنند و سیاست مداران بی سیاست آن را تصویب و زالو صفتان آن را اجرا می کنند و نظام اسلامی و ولی فقیه موردظلم واقع می شود.
15:06 - 29 December 2025