پناه برده‌ام امشب به شعر چشمانتو بوسه بوسه غزل ریختم به فنجانت
رسید موعد دیدار و باز هم خواندندهزار چلچله از شعرهای دیوانت
به مستی لب تو باده نیز محتاج استدوباره مست توام، باز هم پریشانت...ز روز پاک ازل تا ابد برای تو‌امبرای من شده آغاز و روز پایانت...تو تک درخت جهان منی، همیشگی‌امبرای من چه بهار و خزان، زمستانت...به چشم‌های پر از شرم تو قسم، آقاکه می‌برم دل و جان و حواس و ایمانت❤️بداههنازنین حاصلی
14:48 - 1 April 2026