آذرخشی از نور باید، که هیمنه امواج ظلمانی گناه را میان کوی و گذر، درهم شکندگرفتاران غریق را دست گیرد و به هوش آورد و زخم ظلمتِ شهر را دوده ای حقیر کند در انزوای چاردیواری شب... ای منادیان نور! ای مؤمنان صبح قریب! مشعل ها را تنگتر در مُشت بفشاریدنهراسید از تاریکی تریبونهای زر و زور و تزویر
زخم برندارید از زبان های بیگانه با سرخی مکتب حسین عدل نیاشوبید از هیاهوی سایه های بی پیکر و جمجمه های عاری از اندیشه و جامه های از انسان، تهیکه خیمه شب بازی باطل جهل و خیانت،چون بساط ساحران حکایت موسی ع،محکوم به رسوایی ستو هضم و بطلان در هاضمه حقیقت...عین.بی نشان1403.2اللهم عجل لولیک الفرج
02:41 - 23 April 2024