بغلم کن!دستش که به پنجره فولاد امام رضا ع رسید هنوز باورش نمیشد به وصال یار رسیده است.سرش را روی مشبکها گذاشت اشک ریخت و زمزمه کرد:«امام رضا جانم!بغلم کن و تمام عمر دست حمایتت رو از سر من و نوههای یتیمم برندار» سه بانو(مادر،عروس،نوه)از خانواده شهیدان عبدالحسن زهوی،چند روز پیش از بیروت به پابوسی
امام پرواز کردند.وقتی لبنان بودم.با خواندن لیستی متعجب پرسیدم:« دراین چهل روز که توفیق حضور دارم؛ این نام سومین باره تو صف ملاقاته.مگه هر خانواده شهید،چند مرتبه باید سرکشی کنیم؟» دوستم که مثل خودم از جهادگران خدمت به جنگزدهها بود؛سر پایین انداخت و با لحنی محزون گفت:«اگه این طوره پس حتما سه عزیز
رو به خدا تقدیم کردند.میدونید که؛ طبق روال برای هر شهید یکبار به خانوادهشون سر میزنیم تا ازدحام،خاطر داغداراشونو اذیت نکنه» او درست میگفت.وقتی دیدنشان رفتیم،سومین گلپسر هم از بوستان زندگیشان تقدیم حزب الله کرده بودند. عجیب عطر شهدا فضا را پر کرده بود.حتی شنیدن بزرگی این ایثار و مقاومت آسان
نبود،چه برسد به تحمل داغ بیپایان عزیزترینها.وقتی شنیدند از ایران آمدهایم؛از نام کشورم، عطر انیس النفوس را استشمام کردند و ذکر مبارک یا امام رضا از زبانشان نیفتاد.به حال خوش و اتصال عجیب دلهای پاکشان؛غبطه خوردم.تصمیم گرفتم،برای تسلی خاطر این خانواده مجاهد و داغدار،هر طور شده دستشان را به پنجره
فولاد برسانم. جمعآوری کمکهای مردمی سخت بود، اما الحمدلله آنچه که باید میشد، شد.بلیط هایشان طوری رزو شد که ابتدا از بیروت به نجف و سپس بلافاصله به آغوش ایران پرواز کنند.اما این بلافاصله بودن، به شدت قلبشان را آشفته کرد.چه کسی را پیدا میکنی بعد از یک عمر عاشقی اهل بیت ع، پایش به نجف برسد و دلش پر
نکشد لبی از جام عشق ناودان طلا امیرالمومنین ع، تر نکند یا تحمل داشته باشد بدون خاک بوسی اباعبدالله ع، عراق را ترک کند.بالاخره اشک شوق مادرانه معجزه خودش را کرد و حال هوای بارانی روح این بانوان، هوای آسمان عراق را چنان بهم ریخت که دو روز پرواز ایران به تاخیر افتاد و نه تنها نجف، بلکه کربلا را هم در
آغوش کشیدند. سپس با قلبی منتظر در دهه کرامت به دیدار کریمه اهل بیت ع،شتافتند.پس از جلسات متعدد جهاد تبیین در قم،بعد چندین روز اشک فراق به دعوت معشوق و محبوب شان لبیک گفتند و به محضر امام رضا ع رسیدند و آب حیات زیارت را لاجرعه سر کشیدند.خوشبختانه این سفر شش مسافر داشت.شاهدش مادر شهدا که همه جا و همه
لحظات معنوی حسشان میکرد.و خبر میداد.اما با وجود تمام خستگی و داغداری، هیچگاه از جلسات فشرده جهاد تبیین کم نکردند.آنها معنای واقعی مقاومت را در محافل متعدد ایران به نمایش گذاشتند و به همگان نشان دادند چطور میتوان یک عمر تحت آموزههای شهید سید حسن نصرالله،ایستاده زیست و مفتخر و سرافراز نفس کشید.
18:23 - 11 May 2025