◽️جنگ احد جنگ سختی بود. مسلمان شکست سنگینی خوردند. حمزه سیدالشهدا را از دست دادند. پیامبر تا آستانه شهادت رفت، امیرالمؤمنین به شدت زخمی شد.پس از آن جنگ سخت، قرار گذاشتند مسلمانان و کفار در وقتی دیگر و جایی دیگر باز به مصاف بروند.🔸️موعد که رسید کفار به نزدیکی آنجا رفتند ولی خدا به دلشان ترس انداخته بود. نمی خواستند بجنگند. پسدست به جنگ روانی زدند. کسی را به مدینه فرستادند که مسلمانان را بترساند. گفت کفار جمع شدهاند که پدرتان را بسوزانند، به مصافشان نروید که بیچاره میشوید. 🔹️ظاهرا هم مسمانها حق داشتند بترسند. آن شکست سخت را خورده بودند، در رده فرماندهان ارشد کشته و زخمی داده بودند. گویا بارش آن سال هم خوب نبود و وضع اقتصادی روبهراهی هم نداشتند.اما مسلمانان چیزی داشتند که کفار نداشتند:خدایی که قوی بود، خدایی که بزرگ بود. بزرگتر از زر و زور ابوسفیان.🔻به جای ترس، دلشان قرصتر شد. به سمت دشمن راه افتادند، آماده جنگ. دشمن ترسید و نیامد. مسلمانان تجارت مختصری هم کردند و برگشتند. با سود. بی ضرر.◾️حالا هم میگویند بترسید که آمریکا و اسرائیل قصد حمله دارند. از چه بترسیم؟ ما جانمان را روز ۹ اسفند در خیابان کشوردوست دادهایم.اما خدای پس از احد هنوز زنده است. برای ما کافی است و عجب وکیل خوبی است.به ما هم ضرری نخواهد رسید. چه بترسند و نیایند، چه بیایند و شکست قبلشان تکرار شود. 🔻این شیطان است که دوستان خود را میترساند.ما خدا داریم. آنها خدا را ندارند.▫️دل قوی دار که بنیاد بقا محکم از اوست.
04:29 - 22 October 2026