می‌خواست برود سرکار، ازپله‌های آپارتمان،تندتندپایین می‌آمد،آنقدر عجله داشت که پله‌ها رادوتا یکی رد می‌کرد،جلوی درخانه که رسید،سلام کردم‌گفتم: آرام‌ترفوقش یک دقیقه دیرتر میرسی سریع نشست روی موتور،روشن کردوگفت:علی‌آقاهمین یک دقیقه یک دقیقه‌ها شهادت آدم رایک روز به یک روز به عقب می اندازد شهیدمحسن حججی
07:48 - 8 September 2024

2 Reactions
114 Views