"سر در خورشید"یک روز از هم می درم ، این پرده تزویر را یک روز می پیچم به هم ، سر رشته تقدیر راآئینه دل بشکنم ، تا وقت دیدار رخشصد با حک سازم به دل ، تکرار این تصویر رادر حلقه دیوانگان ، پیر خرد بهر نشانپیچید دور گردنم ، این حلقه زنجیر رادر مذهب آئینه ها ، جایی ندارد پینه ها
برخیز و بر چین از جبین ، این ظلمت شبگیر راای ریسمان ، حلاج را از دار بالاتر بکشبر سر در خورشید زن ، تندیسه تکبیر رامی گفت گل یا بلبلی ، اینجا نمی لرزد دلیبر دشنه منقار زن ، گلبانگ بی تاثیر رایادش به خیر آن صبحدم ، دستانمان در دست همآهسته می گفتی به من ، آن خواب بی تعبیر را
در حسرت یک ناله مستانه ام ارفع ، ولیهرگز نمی خواهم دگر میخانه بی پیر راشاعر: سید محمود توحیدی
02 - Aeeneye Del
Alireza Eftekhari (www.BiaMusic.us)
15:01 - 6 July 2026

6 Reactions
125 Views