دیروز ..اومدم فیلم بگیرم.. گرفتم..از لحظه رفتنم.. از موکب ها.. از حال و هوای بلوار پیامبر اعظم(ص)..اما.. وقتی از دور،توی اون مه خاکی، ماشین بابا رو دیدم ..دیگه دستم نرفت به گوشی.. دستم رفت روی سرم.. و دنیا دوباره روی سرم خراب شد..باورم نمیشد عزیزترینم توی اون تابوت باشه..
حالا که فکرشو میکنم.. یبار دیگه قلبم ایستاد.. محکم تر از صبح روز دهم..بابا ..خاک بر سر دنیا.. که همچون تو رو از دست داد..🖤کلمات حال دیروزم رو نمیتونه وصف کنه..از صبح منتظر بابام بودم..ولی سریع رد شد و رفت..اشک نزاشت بهتر ببینمش🥺همونطور که #ستوده میگهگرفت جلو چشمامو،اشکامو نمیبخشم یعنی چی.. 17:31 - 8 July 2026