آن افسانهها که رویای بنای آرمانشهر داشتند، به ما وصیت کردند تا پیش از ایجادِ آن بهشتِ زمینی، تمام سیبها و درختانش و قلبهایی که به سیب گره خورده را بسوزانید.مردم آن دوران، تعجب زده جویا شدند چرا و مگر چنین چیزی ممکن است؟!
پاسخ آمد که دیگر هیچ سیبی در زمین وجود ندارد و آنهایی که به نام سیب میشناسید هیچکدام سیب نیستند.تعجب مردم بیشتر شد و افسانهها یکی یکی رفتند تا زمانی که سیب فروشان در شهر ظاهر شدند و با فروختن رویای سیب به مردم عادی، وصیت افسانهها را کشتند و خیال برگزیدگی را بین مردم پخش کردند
تا وقتی که فقط شمارِ اندکی میدانستند هیچ سیبی در زمین وجود ندارد...
05:18 - 12 May 2026