یه نخ دیگه چاوشی بکشم میرم.
iriPinned post
@Panah_tasiyan4 June 2026نت رفت، ولی برگشت . .بچه های میناب و جوونامون چی؟ اونام برمیگردن؟
@Panah_tasiyan30 May 2026لب سوز بودن چای بهانه بودمن برای غریبیِ خودم بی صدا اشک ریختم!- چای مینوشیدم به یکباره دلتنگش شدم ،و اشک در چشمانم حلقه زد . . ؛همه با تعجب به من نگاه میکردند !لبخند زدم و گفتم: چقدر داغ بود :)!
@Panah_tasiyan30 May 2026کاش ادما"حیوان ناطق" نبودنچون فقط حیوان بودنشو بلدن یه سریا!
@Panah_tasiyan25 May 2026
@Panah_tasiyan23 May 2026نشستم تو ماشین!اقای اسنپی زیر چشمی نگام میکرد داشتم معذب میشدم که گفت "آبجی ببخشیدا نمیخوام معذب بشی ولی پناه اسم خودتونه؟"با تعجب نگاهش کردم با استرس گفت "یعنی منظورم اینکه دوستی رفیقی چیزی براتون اسنپ نگرفته؟ اکانت خودتونه؟ اسم خودتونه؟"
@Panah_tasiyan23 May 2026روزها را مثنوی میبافم وشبها غزل !در فراقت درد رابا درد درمان می کنم .
@Panah_tasiyan23 May 2026امروز اشک هایت هارا کجا ریختی؟در لیوان قهوهات؟اشک هایش در استکان می چکید!این روزها داشتبه نوشیدن چایِ شور عادت می کرد...✍
@Panah_tasiyan22 May 2026ماجرا هایی که با من زیر باران داشتیشعر اگر میشد قریب ۵ دیوان داشتی
@Panah_tasiyan19 May 2026علایقم؟چای،کتاب،داریوشو "او"......علایقم؟هیئت،کتاب،ستوده
@Panah_tasiyan19 May 2026اصلا میخوام بلند بلند بخندممیخوام تا کمر از پنجره ماشین بیرون باشم و کل بشممیخوام کنار دریا زیر بارون برقصممیخوام ساعت ۲ شب برم خونهمیخوام تا میتونم از اون رژِ که مامان گفت نزن بزنممیخوام انقدر تو عروسی دوستم کل بکشم بگن دوست عروس تو جَوِّمن میخوام امروز رو زندگی کنم! بدون توجه به هرچیزی!
@Panah_tasiyan18 May 2026
@Panah_tasiyan16 May 2026از انسان بودم خستمکاش یه بسته ۶ تایی توت فرنگی تو یه میوه فروشی بودم!
@Panah_tasiyan15 May 2026توی اون حالتی ام که یه لیوان چایی میریزمیه قُلُپ میخورم و نیم ساعت به گل قالی خیره میمونم .