مالکیت دائر مدار عین و دین استحالت سوم که مالکیت خیال است یک تقلب بزرگ است.یعنی کسی بگوید این خیال و این نقشه خیالی مال من است تو نمی توانی آن را خیال پردازی کنی یک تقلب برای محدود سازی رفتار انسان و یک سلب آزادی و اختیار است.عین هم مالکیت متعین و منضبطی تابع مقدار واقعی آن عین دارد.اما دینهمیشه مالکیت دین بوده و ناگزیر از آن هستیم.کارگری که قبل از کار مزد گرفته مدیون کار است و اگر بعد از کار مزد بگیرد دائن مزد و طلبکار آن است.این مزد دین کارفرما است به کارگر چه یک ساعت بعد پرداخت شود چه صد سال بعد.فعلا به سند این دین پول می گویند.اینکه چه چیزی در ذمه کارفرما یا مدیون بعد از او در صورتی که دینش را واگذار کرده باشد هست مسأله مهم اقتصاد اسلامی است.در اقتصاد اسلامی نمی شود دین و مزد کارگر مبهم و مجهول باشد و متعلق ذمه کارفرما یا شخص بدهکار جدید و به اصطلاح محال الیه باید مقدار دقیقی از عین خاص یا سهمی از اعیان منضبط باشد.جهالت در اجرت باعث بطلان اجاره و رجوع به اجرت المثل که مقدار منضبط است می شود.مشکل بانکداران یهودی تخلف و تقلب و رسمی کردن این تقلب است که بازاء سه برابر موجودی طلای رباخانه سند دین می زدند.اساسا ایجاد چنین دینی در اقتصاد اسلامی باطل و غیر صحیح است و صاحب سند جعلی از ناحیه سند چیزی طلبکار نیست.تنها مزد کار کارگر بدهی کارفرما است و با اعطای سند جعلی دین کارفرما به شخص حقیقی با حقوقی جدید منتقل نمی شود.پذیرش این تقلب توسط جهان مدرن قدرت غیر قابل تصوری به غارتگران جهان داده است که انباشت سرمایه کارگرانی است که از مزد آنها توسط اسناد جعلی بانکها دزدیده شده است.
13:27 - 28 May 2026