📝 داستان بزرگان | شهادت با نیت صادقانهعبدالله ذوالبجادین در سال هشتم هجری به اسلام گروید و مدتی را به فراگیری قرآن سپری کرد. در سال نهم هجری، زمانی که سپاه اسلام به سمت نبرد تبوک حرکت می‌کرد، او نیز همراه با پیامبر (برای دیدن ادامه کلیک کنید)👇
اکرم (ص) به میدان جنگ رفت.در سرزمین تبوک، عبدالله با اشتیاق به حضور رسول خدا (ص) رسید و عرض کرد: «برای من دعا کنید تا شهادت در راه خدا نصیبم گردد.» پیامبر (ص) فرمودند: یک نخ گندم‌گون بیاورد. سپس آن نخ را به بازوی او بستند و دعا کردند: «خدایا، خون این مرد را بر کافران حرام بگردان.»
عبدالله با تعجب عرض کرد: «ای رسول خدا، این چیزی که من خواستم نبود [من به دنبال شهادت بودم].» پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «هنگامی که با نیت جنگیدن در راه خدا از خانه خارج شدی، اگر تب بر تو عارض شود و در اثر آن از دنیا بروی، تو شهید خواهی بود.»در نهایت، در همان ایام حضور در تبوک،
عبدالله به بیماری تب مبتلا شد و از دنیا رفت و به دلیل نیت خالصانه‌اش، در زمره شهدا قرار گرفت.🤔 نکته‌ای کوتاه: هر کس با نیتی پاک و مخلصانه در مسیر خدا گام بردارد، حتی اگر در بستر بیماری جان بسپارد، پاداش کامل شهدا را دریافت خواهد کرد.📚 منبع: داستان دوستان، استاد محمدمهدی اشتهاردی
23:27 - 4 October 2026

1 Reactions
128 Views