تازه عروس بود و داشت خادم بیت رهبری میشدهمان روز نهم اسفند برایمصاحبه به آنجا رفته بود ! اما چون مدارکش ناقص بوداو را فرستاده بودند تا در خیابان ِجمهوری از مدارکش پرینت بگیردك بیت را زدند(: غبطه میخورد و آرام و قرار نداشت ؛ آن شب دست پدرش را بوسید و گفتاز من راضی باش!
حتما شما از من راضی نبودیمن شهید نشدم(: بعدرفت سراغ سجادهاشو تا صبح گریه کرد(:ساعت هشت صبح تازه خوابش برده بود. هنوز یک ساعتی از خوابیدنش نگذشته بود که صدای مادرش آمد؛ مادر از بسیجیان فعال حوزه ۱۰۴ رضوان بود، داشت آماده میشد تا برای جلسه به حوزه برود.
ناگهان عطیه از خواب پرید و گفت من هم میآیم و هر طور بود مادر را راضی کرد و باهم راه افتادند.
جلسه که تمام شد ماندند تا نماز اول وقت را بخوانند و به خانه برگردند که درست هنگام اذان ظهر، حوزه ۱۰۴ رضوان مورد حمله نیروهای آمریکایی_اسرائیلی واقع شد و مادر و دختر باهم به شهادت رسیدند و دعای عطیه مستجاب شد...❤️🩹شهیده عطیه اصلاحی#معراجیون🕊 21:41 - 31 March 2026