ماه رمضان که شروع شد به خانواده گفتم ان شاءالله نماز عید فطر میریم تهران تا نماز عید را در مصلی پشت سر ایشان بخوانیم...روز دهم، اگرچه زمزمه هایی شنیده بودم اما اصلا بهش فکر هم نکردم، در آن سحر اعلام خبر، به چشمانم شک کرده بودم، چندین بار جملات و تصویر را میخواندم و دوباره از اول...همسرم را صدا زد…Show more
23 MB
