شب هشتم میدان (شب اول قدر)امشب اولین #شب_قدر بود و قصد کرده بودم در #میدان باشم. امشب هم مثل شبهای قبل، تا پیش از شروع مراسم، تهران، مورد اصابت موشکها و بمبهای #دشمن بود. علاوه بر این، به دلیل هدف قرار گرفتن مخازن نفت پالایشگاههای تهران، هوا بسیار آلوده و بویی شبیه به پلاستیک در هوا بود. از طرف دیگر، هوا ابری و سرد بود و احتمال باران سمی.برنامه برخلاف شبهای قبل، ساعت 21 شروع میشد. محدودیتهای ترافیکی هم به تبع فرق کرده بود. چون برخی از بخشهای #میدان_شهدا را موکت کرده بودند. به هر سختی بود ماشین را نزدیک یکی از ساختمانهایی که چند روز پیش مورد اصابت بود پارک کردم و وارد جمعیت شدم.استاد ابوالقاسمی (محفل) مشغول قرائت قرآن بودند و مردم هم به پیروی سوره نصر را تکرار میکردند. شعارهایی دادند و بعد مراسم رسماً آغاز شد. فرازهایی دعای جوشن کبیر ...فضای عجیبی بود. دور تا دور میدان مملو از جمعیت بود. پیر و جوان، زن و مرد، کودک و نوزاد... روی زمین سرد خیابان نشسته بودند و دست به دعا برداشته بودند. هر از گاهی صدای اصابتها هم به گوش میرسید. اما تأثیری بر این امت نداشت.با خودم فکر میکردم که خدا چطور با این ملت آخرالزمان میخواهی در این شب حساب کنی؟ امسال چه مقدراتی برای ما تعیین میکنی؟ برای مردمی که رهبرشان #شهید شده، کشورشان مورد تجاوز وحشیترین افراد عالم قرار گرفته و حال، یک هفته است هر شب، جان خودشان و عزیزانشان را بر کف گرفته و به میدان میآیند و دست به دعا بلند میکنند. ندا آمد:دست خدا عیان شدخامنهای جوان شدآری، خدا پاسخ را اینطور در مقدرات این امت قرار داد...الحمدلله کما هو اهله #معلم، میاندار #جهاد است.🇮🇷 @ramesht_ir 11:38 - 9 March 2026