دلم کنده نمیشد...یاد گرفته بودم که مسیر حرکت ماشین شهدا چطور است.عرض میدان آزادی را طی کردم که مسیر ماشین را دور زده باشم و این بار از جلو بیایم کنار آقا...درست حدس زده بودم.هر طوری بود خودم را رساندم.خودم را به جلوی ماشین رساندم.سپر محافظ انسانی ماشین، همه را به عقب هل میدادند.برخی از آنها قسم میدادند:«تو رو به جون آقا برید عقب که چیزی نشه...»برخی از آنها همینطور که دست در دست بقیه داشتند،گریه میکردندگریه...😭آنها را دور زدم و کنار ماشین،کنار آقا،ایستادمهیچوقت انقدر به آقا نزدیک نبودم،هیچوقت...کاش هیچوقت اینطوری نزدیک نبودم...هیچوقت...کاش نبودم ونزدیک نمیشدم،هیچوقت...😭😭😭#باید_برخاست#امام_شهید#بدرقه_آقای_شهید_ایران🇮🇷@ramesht_ir