تفهیمِ واقعیت به خودشیفتهمذاکره‌کننده‌های ما دارن به خودشیفته‌ترین خودشیفته‌های تاریخ، وضعیت واقعیِ میدان رو تفهیم می‌کنن؛ هر بار که این خودشیفته‌ها باز هم می‌خوان واقعیت رو وارونه جلوه بدن، با سیلی حقیقتی روبه‌رو می‌شن که در میدان، با موشک به صورت‌شون می‌خوره و به مانند شوکی برقی، جنازه‌های ترسان از حقیقت‌شون رو به زندگی، یعنی به حقیقتِ شکست در برابر ایران اسلامی، برمی‌گردونه.«أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُزَكُّونَ أَنفُسَهُمْ بَلِ اللَّهُ يُزَكِّي مَنْ يَشَاءُ وَ لَا يُظْلَمُونَ فَتِيلًا»«آيا نديدى كسانى را كه خودستايى مى‌كنند؟! (اين خودستاييها، بى‌ارزش است؛) بلكه خدا هر كس را بخواهد، ستايش مى‌كند؛ و كمترين ستمى به آنها نخواهد شد»سوره‌ی مبارکه‌ی نساء، آیه‌ی ۴۹
وقتی در یک رابطه با یک خودشیفته هستی، چقدر باید زحمت بکشی تا بهش بفهمونی واقعیت چی هست و واقعیت اون توهماتی نیست که برای خودش بافته تا در اون‌ها خودش رو پیروز و تو رو بازنده، جلوه بده، که در ٪۹۹ مواقع، فقط داری آب در هاون می‌کوبی. باید از تمام آسمان‌ها و زمین‌ها مستندسازی می‌کردی، تمام حرف‌هاش و رفتارهاش رو ثبت و ضبط می‌کردی، بلکه حاشا نکنه. تمام این تلاشِ مرگ‌آور، فقط به این خاطر بود که اون نمی‌خواست قبول کنه جایی، لحظه‌ای، در رابطه، اشتباه کرده، و تو می‌خواستی بهش بفهمونی که برای فرار از این اشتباه، نیازی نیست دست به تغییر قوانین کوانتوم ببره، بلکه همه‌ی ما آدم‌ها اشتباه می‌کنیم، فقط کافیه، خودش، خودش رو ببخشه، بلکه اصلاً مشکلی نیست، به زندگی ادامه بده... و آه که در این تلاش، چقدر خسته می‌شدی؛ حال تصور کنید شما با یک ملتِ خودشیفته‌پرور روبه‌رو هستی، ملتی که رسانه همیشه سعی کرده اون‌ها رو برترین‌های جهان از لحاظ هوش و استعداد و قدرت، نشون بده.هیچوقت فکر نمی‌کردم خدا از ما ایرانی‌ها بخواد تا این ما باشیم که به خودشیفته‌های آمریکایی، سیلی حقیقت رو بزنیم. همون موقع که آنلاین بازی می‌کردم، باید می‌فهمیدم. وقتی یه پسر حدود ۳۰ ساله، مثل کودک‌های کودکستان، می‌گه باید به چین بمب بزنیم تا نابود بشه، وگرنه همه‌مونو چینی می‌کنن، و وقتی فهمید من ایرانی‌ام، چنان دچار استرس پنهان، و در نتیجه زیاده‌گویی شد که در نهایت، بهم گفت شما ضعیفین و ما قوی! یعنی سطح گفتمان، کم‌نظیر، پایین بود، درست به مانند کودکی در کودکستان. مُخدِرش رو دود می‌کرد و کرکری می‌خوند! و صدای نفس‌کشیدن‌های از روی غضب این افراد پشت میکروفن، شنیدنی بود به وقتی که سیلی‌های حقیقت رو در مید‌ون عمل، بهشون می‌زدی!
کتک خورده بود، بمبارون شده بود. رفته بود با جت برگرده و من متوجه نبودم، در حال فرود روی ساحل، برای استراحت بودم‌. از دور که با جت میاد، بهم شلیک می‌کنه، از صدای قفل راداری متوجه حضورش می‌شم، جاخالی سانتی‌متری می‌دم، خدا بهم رحم می‌کنه، بهم اصابت نمی‌کنه، و ادامه‌ی ماجرا...
7 MB
بعضیاشونم، برای رویارویی با جت‌جنگنده، یه وسیله‌ی پرنده به اسمOppressor MKIIبرمی‌داشتن، یه چیزی شبیه به موتور پرنده، که بهش می‌گفتیم موتورفضایی. مثل یه مگس بود، بلافاصله می‌تونست تغییر مسیر بده و موشک رهگیر رو گیج کنه. در مسیر افقی، شانسی نداشتی، اما به صورت عمودی، یعنی اگر از بالای سر با شیرجه به سمتش می‌رفتی، با شلیک گلوله‌های نواخت‌بالا، یه شانسی می‌تونستی داشته باشی که خدا می‌خواست درسی بهشون بده و...
2 MB
بعداً بهم پیام داد که خیلی خوش‌شانسی، گفتم شانس چیه، مهارت 😏اما خودم شوکه بودم از اون اصابت‌های نادر 🤭
23:01 - 31 May 2026



1 Reply

Profile picture of ‌Rsx⁰¹‌
@laca0131 May 2026
Replying to
چقدر زیرکانه و جالب بود این ربط دادن به لطف خدا ، ممنون